سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
پیوندهای ویژه

سایت های ویژه

 

اخبار مهم
تبلیغات
آب و هوا
weather.ir is down
دوره رضاخان

آموزش و پرورش در دوره رضاخان

 مكتب دار و اولين معلم بومي  /  مديران معلّم /  اولين زوج فرهنگيدانش‌آموز  /  مستخدم  /

  گزيدة بخشنامه‌ها  /  كشف حجاب  /  دومين دبستان پسرانه

 

مكتب دار و اولين معلم بومي

سيد باقر روح‌الاميني از مكتب‌داران كوهبنان بود كه تمام عمر خود را صرف تعليم و تعلم نمود در اوايل تأسيس اولين دبستان كوهبنان از ايشان نيز دعوت به همكاري شد و به عنوان آموزگار مشغول به خدمت شد.

در مورد ويژگيهاي اخلاقي‌ نامبرده آقاي‌ مير روح الامين روح الاميني مي‌گويد:

«مرحوم پدربزرگم به معناي واقعي معلم بود و بدان حد به كار ارشاد و راهنمايي  عشق مي ورزيد كه در همه آمد و رفت ها، نشست‌ها  و در تمامي برخوردها از آن غافل نبود و حتي بارها ديدم كه در راه دستيابي به اين هدف مقدس با مردم تند مي‌شد و همانگونه كه يك پدر دلسوز از حركت زشت فرزندش به خشم مي‌آيد، از روش و كار اشتباه ديگران ناراحت مي‌شد و هنگامي كه اطرافيان به او تذكر مي‌دادند كه به مردم كارنداشته باشيد بارها ديدم كه نه تنها قبول نكرد بلكه آنها را نيز به انجام اين روش تشويق مي ‌نمود.او مي‌گفت ما مسلمانيم و امر به معروف و نهي از منكر از واجبات دين است و همه موظفيم كه هم خود سعي كنيم از هر گونه اشتباه دوري گزينيم و هم در همه حال و همه جا ديگران را از منكرات و زشتيها باز بداريم. آنان را به راه صواب و كمال آشنا نماييم.

عقيده داشت كه كسيكه شغل و كار معلمي را قبول مي‌كند رهرو انبيا است و لذا همانطور كه اوليا و انبيا سعي مي كردند كه همه سخنانشان و رفتارشان آموزنده باشد معلم هم بايد بداند كه آموزش زيربناي توفيق در هر كار است. معلم بايد در همه حال و همه وقت هم در پي يادگرفتن باشد و هم به ديگران آموزش دهد و آن هم از روي عشق و اخلاص كامل. او معتقد بود كه كار خوب بايد به خاطر نفس كار انجام شود نه بخاطر مزد و پاداش و بنا به همين عقيده بود كه وقتي بعنوان معلم انتخاب شد بعد از چند ماه كه مي‌خواستند حق الزحمه او را بپردازند امتناع كرد و به گريه افتاد . بدون شك اين طرز فكر و عمل وي در تربيت فرزندان آن روز بسيار مؤثر بوده‌است.»

 ابتدای صفحه

 

مديران در دوره رضا خان

 1) شيخ غلامحسين جعفري: سختگيري شريعتمدار گاهي اوقات موجب شكوه و شكايت مردم مي‌‌شد و آنقدر اصرار و پافشاري‌‌ مي كردند كه به انتقالي وي ‌انجاميد. در اين فاصله‌ها آقاي شيخ غلامحسين جعفري به عنوان مدير انتخاب ‌‌شد. ايشان نيز روضه خوان‌ و عاقد بوده است ‌ و تا حدود سال 1307 در كوهبنان خدمت كرده است. متأسفانه اطلاعات بيشتري دربارة ايشان به دست نيامد.

 

2) شيخ محمدتقي اديب: در سال 1274 ه‍.ش در بافق به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در بافق گذراند. چون خانواده اش از وضعيت مالي متعارفي برخوردار بودند و وي تنها فرزند خانواده بود جهت ادامه تحصيل به يزد رفت. در يزد ضمن تحصيل به كار در كارگاه خياطي هم مشغول ‌‌شد. بعد از مدتي به نجف رفت. چندي در نجف به سر برد و در هنگام مراجعت، به قم آمد و ساكن شد و به ادامة‌ تحصيل پرداخت.

اوايل حكومت رضاشاه اوضاع را مناسب نديد به همت يكي از دوستانش به استخدام فرهنگ درآمد و چون يكي از زنان وي كوهبناني بود به كوهبنان عزيمت كرد و اوايل سال 1307 براي مدتي كمتر از يكسال مدير و آموزگار دبستان كوهبنان‌شد. پس‌از آن‌ تا سال 1318 به عنوان ‌آموزگاري مشغول به كار بود. اديب غير از معلمي و اشتغال به اين كار، خياط، شاعر، عاقد، خطاط و روضه‌خوان هم بود، قرآن را با صوت دلنشين تلاوت مي كرد و صدايي خوش داشت.آثار هنريش اعم از دفتر اشعار و تابلوهاي زيبايي كه نوشته بود به خاطر بي‌توجهي بازماندگانش در همان سالهاي اوليه بعد از فوتش از بين رفته‌است. فقط چند بيت شعر كه خود سروده و با خطي زيبا نوشته و بر ديوار امام زاده نصب كرده بود تا چندي قبل باقي بود.

سرانجام در حالي كه انتظار مي رفت كه بعد از شريعتمدار به مديري مدرسه منصوب شود، دو سه ماه بعد از فوت شريعتمدار در تابستان سال 1318 ه‍.ش در سن 44 سالگي در فيض آباد چشم از جهان فروبست.

3) شيخ عليرضا شريفي: در مورد شيخ عليرضا هيچگونه اطلاعي در دست نيست. فقط به همين بسنده مي كنيم كه در سالهاي 1307، 1309 و ‌1310 مدير دبستان بوده است. به طور كلي هر وقت شريعتمدار منتقل مي‌شده او جانشين وي بود.

 ابتدای صفحه

 

معلّم

معلمان اين ‌دوره (دوره رضا خان) اكثريت روحاني بودند، كه پيش از اين به معر‌ّفي آنان پرداخته شد. معلمان غير روحاني عبارت بودند از: سيدباقريزدي ‌روح‌الاميني، ميرزا محمد نيكورز، سيد علي اكبر تاج الديني، محمد بحريني زاده، عاليه‌ خانم رياضي، سلطنت شهيدي و زكيه فخرخراساني.

1) مدرك تحصيلي معلمان: قريب به اتفاق آنان داراي مدرك ششم ابتدايي و به ندرت داراي ديپلم دانشسراي مقدماتي بوده اند. معلومات آنان به مراتب بيش از آنچه كه انتظار مي رود بوده است.

2) حقوق معلم: كمترين حقوق را سيد باقر يزدي روح الاميني، اولين معلم و ميرزا محمد نيكورز (سال 1307) دريافت كرده اند كه 380 قران بوده است. و بيشترين حقوق را محمد بحريني زاده در پايان دوره (1322) اخذ كرده است كه 453 ريال بوده است.

3) چگونگي دريافت حقوق: براي دريافت حقوق مشكلات زيادي داشته‌اند كه مواردي از آن را ذكر مي كنيم:

 1ـ پرداخت حقوق به وسيلة اداره ماليه انجام مي‌گرفته و با توجه به اينكه امور مالي كوهبنان گاهي جمعي زرند و گاهي جمعي راور بوده‌است و به بهانه‌هاي مختلف كه بايد زرند يا راور بپردازد. پرداخت حقوق ماه‌ها به تعويق مي‌افتاده است.

2- مشكل ديگر نبودن بانك، ارسال وجوه مربوطه توسط اشخاص آنهم اگر شخص مطمئن و شناخته شده‌اي مراجعه مي‌كرده، بعد مسافت و غيره. 

 4) قدرت خريد معلم: با توجه به اسناد و مدارك موجود، اگر حد متوسّط حقوق را در سال 1315 شمسي 150 قران فرض كنيم و با علم به اينكه قيمت اجناس در آن سال بدين قرا بوده است:

نوع جنس

مقدار يا تعداد

قيمت به قران

گندم نان

 

 

تخم مرغ محلي

روغن گوسفند

گوشت گوسفند

كشك محلي گوسفند

شكر

يك من٭

 

 

30عدد

يك من

يك من

يك من

يك كيلو

5/1

 

 

1

8

6

3

12

٭ يك من به عرف محل = 4 چارك = 8 سيسنگ و هر سيسنگ برابر 84 مثقال بوده و نتيجتاً هر يك من 3360 گرم است.

 قدرت خريد معلّم به خوبي مشخص مي‌شود. بديهي است كه در آن زمان حدود95 درصد مردم محل، قدرت خريد گندم را نداشته‌اند و از نان جو يا ارزن و ذرت استفاده مي‌كرده‌اند كه ارزانتر بوده‌است و در عين حال با همان نان جو و غيره هم نمي‌توانسته‌اند اصطلاحاً شكم خود را سير كنند و بواسطة فقر و گرسنگي به خاطر كمتر از يك من جو مرتكب قتل هم شده‌اند. شكر نيز وارداتي بوده و مصرف زيادي نداشته است و گهگاهي بصورت كوپني تحويل مي‌شده‌است.

5) شغل دوّم:  همانطور كه اشاره شد روحانيّون غير از معلّمي؛ عاقد، روضه خوان هم بوده‌اند و از اين راه نيز كسب درآمد مي‌كرده‌اند، سايرين نيز صاحب آب و ملكي بوده‌اند به امور كشاورزي هم مي‌پرداخته‌اند.

6) وجهة اجتماعي: معلمين از وجهه اجتماعي خوبي برخوردار بوده‌اند و همگان به آنان احترام مي‌گذاشته‌اند، مردم در مقابلشان همچون سربازان در مقابل فرماندة خود، به احترام مي‌ايستاده‌اند، در مسائل و مشكلات با آنان مشورت مي‌كرده‌اند، در مجالس و محافل آنان را با عزّت و احترام به صدر مجلس مي‌نشانده‌اند.

7) مدد معاش: گندم حاصله از دريافت ماليات همه ساله به نرخ دولتي به نسبت افراد تحت تكفّل بين كارمندان تقسيم و توزيع مي‌شده است و بر اساس بخشنامه اي درسال يكهزار و سيصد و بيست به‌ معلميني كه بيشتر از سه فرزند دارند به ازاء هر فرزند به ميزان پنج درصد حقوق به عنوان مدد معاش پرداخت شده است.

 8) جانشين: در مواقع ضروري و بيماري كه معلّمين به مرخصي احتياج داشته‌اند، در صورتي با مرخصي آنان موافقت مي‌شده كه شخص واجد شرايطي را به جانشيني خود انتخاب كرده و به مدير و اداره معرفي نمايند و تعهّد كنند كه دستمزد مشخص جانشين خود را بپردازند .

9) استفاده از تعطيلات عيد و تابستان: چون كوهبنان فاصله زيادي با شهرهاي مجاور داشته است براي استفاده از تعطيلات عيد نيز لازم بوده موافقت اداره متبوعه را اخذ نمايند، در صورتي اجازه ‌داده‌ مي‌شده‌است كه اداره يقين داشته ‌باشد معلم قبل از اتمام تعطيلات در محل خدمت حاضر مي‌شود. در تعطيلات تابستان نيز كسب مجوز بويژه براي مديران لازم بوده است.

10) مشكلات معلّم: مسافرت به شهرهاي مجاور، پياده يا با الاغ (تا كرمان دست كم 4 روز در راه بوده‌اند) عدم پرداخت حقوق در موعد مقرّر، عدم امكانات و رفاه لازم، تدريس در كلاسهاي چند پايه. تدريس در كلاسهاي كوچك و غير بهداشتي، عدم دسترسي به موقع به پزشك و دارو و از اين قبيل.

11) توزيع معلمان: مركز استان هم با كمبود نيرو مواجه بوده‌است. بارها در جواب تقاضاهاي مديران جهت اعزام نيرو، دستور داده شده در صورتيكه نيروي واجد شرايطي سراغ داريد استخدام كنيد و به اداره گزارش كنيد.

ابتدای صفحه

 

اولين زوج فرهنگي

 محمد بحريني‌زاده و عاليه رياضي

آقاي محمد بحريني زاده در سال 1278 در كرمان متولد شد پس از تحصيلات ابتدايي و استخدام در فرهنگ حدود 8 سال از خدمت خود را تا سال 1325 در كوهبنان  انجام داد.

خانم عاليه رياضي مشهور به عاليه خانم متولد 1294 همسر آقاي بحريني زاده نيز تا سال 1325 آموزگار دبستان كوهبنان بود. خانم فروغ بحريني زاده فرزند اين زوج فرهنگي مي گويد:

«چون  من آخرين فرزند خانواده بودم و در كرمان متولد شد‌ه‌ام از سوابق والدين مرحومم كه در چه شهرهايي و مكانهايي خدمت كرده‌اند اطلاع زيادي ندارم. پدر مرحومم صاحب چهار فرزند بود دو پسر از خانم كبري، سعيد (همسر اولشان كه اهل قريه العرب بود) داشتند كه پسر بزرگشان حسين بحريني زاده، فوت كرده است. پسر دومشان آقاي مهدي بحريني زاده هستند كه در دانشگاه آزاد و باهنر كرمان تدريس مي‌كنند. من و خواهرم از عاليه خانم همسر دوم ايشان هستيم. خواهرم (خانم جنت بحريني) كارشناس حقوق هستند كه فعلاً در آمريكا بسر مي‌بر ند و اينجانب در دانشكدة پزشكي افضلي‌پور تدريس مي‌كنم. آنچه از مادر به خاطر دارم قبل از بيماري در مدرسه پسرانة فردوسي آن روز تدريس مي‌كرد و به سرطان خون مبتلا شد و در سحرگاه سيزدهم آذر 1336 فوت نمود. از پدر خاطرات بيشتري دارم چون سالها هم برايم پدر بود و هم مادر از نظر من پدر ايده آل بودند با من درس مي خواندند، هميشه مشوق من بودند، مهربان، رقيق القلب و با صداقت بودند. سالها در مدراس ايرانشهر، سعادت و كيخسرو شاهرخ كرمان تدريس مي كردند و بعداز بازنشستگي چند سال مسئول تحقيق اداره اوقاف كرمان بودند.سرانجام در سفري كه به مشهد مقدس رفته بوديم در ساعت 12 روز پنجشنبه 12 شهريور ماه 1349 به علت سكته مغزي فوت نمودند. از آنجا كه به اهل بيت و امام رضا (ع) ارادت داشتند مورد لطف قرار گرفته و وسيله‌اي فراهم شد تا در صحن عتيق به خاك سپرده شوند، يادشان گرامي باد.»

ابتدای صفحه

 

دانش‌آموز در دوره رضا خان

1) تعداد دانش‌آموز هر كلاس: با اينكه در طول اين دوره بطور كلي هر معلّم تدريس چند پايه را برعهده داشته ولي آمار دانش‌آموزان در هر كلاس بيش از بيست نفر نبوده است.

 2) رابطة معلّم و شاگرد: معلّم حاكم محض و دانش‌آموز محكوم به اجراي دستورات و ترس از معلّم ضامن اجرايي آن.

 3) سن ورود به مدرسه: هفت سال تمام

 4) ملزومات: كتاب و جزوات درسي توسّط مدرسه تهيّه و توزيع مي‌شد. دوات كه جوهرش بيشتر از دوده جمع شدة دودكشهاي بخاري و حمامهاي محل كه مواد سوختي‌شان هيزم بوده‌است. قلم ريز و درشت كه از ني‌هاي كنار جويبارها درست شده‌بود و اواخر سرقلمهاي فلزي براي خط ريز به بازار آمده بود و شماره‌هاي مختلفي داشت (5/0 براي رسم 1 ،2 و3 براي نوشتن) و ته قلم كه سر قلم به آن متصل مي‌شد و اصطلاحاً به آن فرانسه مي‌گفتند هيچ دانش‌آموزي كيف نداشت، بعضي از خانواده‌ها از پارچه چيزي مثل جلد قرآن مي‌دوختند و بچه‌ها از آن استفاده مي‌كردند. (شكل‌پاكت‌نامه)

 5) پوشاك: كل پوشاك دانش‌آموزان در محل تهيّه مي‌شد. كت و شلوار(بي‌جامه)، پيراهن از پارچه‌اي دوخته‌مي‌شد كه زنها در كارگاههاي دستي مي‌بافتند(كرباس) و استادان رنگرز آن را رنگ مي‌كردند(نيلي). تخت و روكش گيوه توسّط مردان ساخته مي‌شد. جورابشان از پشم و كُرك كه خود يا والدين بافته بودند. كلاهشان ، كلاه نمدي بود كه آنهم ساختة محل بود.

 6) وسيلة آمد و رفت: با اينكه بيشتر دانش‌آموزان از محله‌هاي مختلف حتّي از ده ، دوازده كيلومتري به مدرسه مي‌آمدند، هيچكدام وسيله‌اي نداشتند؛ يا به عبارت ديگر وسيله‌اي در محل نبود كه آنان داشته‌باشند. بعضي‌ها كه راهشان خيلي دور بود، چند تكه نان خشك همراه مي‌آوردند و ظهر در مدرسه مي‌ماندند.

 7) وضعيّت جسمي: با اينكه مردم خيلي دست تنگ بودند و با زحمت با نان خالي شكم فرزندانشان را سير مي‌كردند و همه با سوء تغذيه روبرو بودند، ولي رشد جسمي دانش‌آموزان با توجه به سن و سالشان زياد بود. اغراق نيست اگر گفته شود، دانش‌آموزان دبستاني آن زمان از اين جهت با دانش‌آموزان دبيرستاني امروز برابري مي‌كردند.  

 8) اتاق دانش‌آموز: در اكثريّت قريب به اتّفاق خانه‌ها فقط يك اتاق، آن هم نه مناسب بلكه سرپناه معمولي بود كه تمام اعضاي خانواده از آن استفاده مي‌كردند. يك اتاق براي همه و براي همه كار، ميهمان‌خانه، آشپزخانه، نشيمن، اتاق خواب و اتاق مطالعه، وسيلة گرم كنندة اين اتاق يك بخاري ديواري هيزمي و يك گودال كوچك (اجاق) در وسط كه گاهي مقداري از آتش بخاري را درون اجاق مي‌ريختند كه ساير افراد خانواده از گرمي آن استفاده كنند. روشنايي آن را يك قوطي حلبي (كوچكتر از قوطيهاي شيرخشك) كه يك تكه نخ پنبه‌اي به عنوان فتيله از ميان لوله باريكي كه به سر يا پهلوي آن لحيم شده بود و اصطلاحاً به آن چراغ «موشو» مي‌گفتند، تأمين مي‌كرد و اواخر «چراغ دستي» و «لامپا» جاي آن را گرفت.

 9) محيط آموزشي:  محيط آموزشي (مدرسه) در اين دوره خانه‌هايي بود كه هيچ تناسبي نداشت. اتاقهاي بدون پنجره، غيربهداشتي، بدون نور، سرد و بي‌روح و كوچك، حياط خاكي و ناهموار با وسعت كم.

 10) وظايف دانش‌آموزان: ورود و خروج به موقع، انجام تكاليف زياد، احترام به معلم، عدم غيبت، رعايت احترام همشاگرديها، رعايت نظافت و ... .

 11) ارتقا و تنزّل: دانش‌آموزاني كه از عهدة امتحانات برمي‌آمدند ظاهراً به كلاس  بالاتر ارتقاء مي‌يافتند و در بعضي موارد اگر تشخيص داده مي‌شد بنية علمي پاية مربوطه را ندارند ولو اينكه در امتحانات موفق هم شده بودند يكي دو پايه تنزّل مي‌كردند. دانش آموزاني‌ كه قبل از ورود به مدرسه قرآن خوانده بودند؛ يعني، در مكتب خانه ها‌‌ يا جاي ديگر قرائت كل قرآن را ياد گرفته بودند با امتحان يا بدون امتحان در پاية دوّم ثبت نام مي شدندكه اين امتياز تا حدود سال 1340 به اين قبيل دانش‌آموزان داده مي‌شد.

 12) تشويق و تنبيه: انجام وظايف به نحو احسن، تشويق را شامل مي‌شد و كوتاهي و قصور و تنبلي، بي‌انضباطي و موارد مشابة آن تنبيه را به دنبال داشت. تنبيهات مراتب و درجاتي داشت از قبيل: تنبيهات لفظي، شلّاق، فلك، محبوس كردن دركلاس (ظهر). ضمناً يادآوري مي‌شود كه به كرات از طرف مقامات بالا تنبيه بدني منع شده است. 

 13) اخراج دانش‌آموز: عدم پيشرفت تحصيلي متعارف، مبتلا شدن به بيماري مسري، معاشرت با افراد ناباب جامعه، كه در اين مورد در صورتيكه با تذكّر و تنبيه متنبّه نمي‌شد و تغيير رويه نمي‌داد اخراج مي‌شد.

 14) ادامة تحصيل: چون دبستان اين منطقه در طول اين دوره فقط تا پاية چهارم داشت، و فاصلة شهرهاي مجاور هم زياد بود و خانواده‌ها هم امكانات لازم را نداشتند،  بيشتر بچه‌ها از ادامة تحصيل محروم مي‌‌شدند و درصد كمي بعداً موفق شدند تحصيلات خود را تا پايان دورة ابتدايي ادامه دهند. و عدة معدودي توانستند بعداً ديپلم بگيرند يا به دانشگاه راه يابند.

 ابتدای صفحه

 

فراش (مستخدم)

يكي دو سال بعد از تأسيس اولين‌دبستان (حدود سال 1300 ه. ش) فردي بنام علي داوود غلامحسين، مشهور به علي آقا فراش، استخدام شد. وي علاوه بر كارهاي مدرسه در جمع آوري درآمدهاي اوقاف و احضار مستأجرين و  رساندن نامه‌هاي اوقاف انجام وظيفه مي‌كرده است زيرا كه مسئوليت كارهاي اوقاف نيز بر عهده مدير مدرسه بوده و عموماً بيشتر مديران تا سال 28-1327 كه آقاي سپهري به عنوان نمايندة‌ اوقاف تعيين شده بود نمايندگي اوقاف را به عهده داشته‌است و مستخدمين نيز امورات مذكور را انجام مي‌داده‌اند و كل حقوق آنان‌از درآمدهاي اوقاف پرداخت مي‌شده است. حقوق علي آقا در سال1307ه‍.ش، هشتاد ريال بوده است.

از تاريخ 20/8/1308 آقاي قاسم رشيدي مشهور به قاسم آقا  به جانشيني وي انتخاب شد تا پايان اين دوره مشغول به خدمت بوده است.

آقاي محمد قطبي متولد 1274در سال 1323 با حقوق 270 ريال جانشين قاسم آقا شد و تا پايان بازنشستگي در كوهبنان مشغول به خدمت بود ايشان در سال 1360 درگذشته است.

ابتدای صفحه

 

خلاصة گزيدة بخشنامه‌ها در دوره رضا خان

سال 1307 : به عموم معلمين اخطار مي‌شود، اگر معتاد به ترياك هستند، ظرف سه ماه ترك اعتياد كنند. در غير اين صورت پس از انقضاي مهلت مقرر معاينه و اخراج خواهند شد.

سال 1308 : در اخلاق داخلي و خارجي دانش‌آموز دقّت كامل شود، از معاشرت با افراد بدسابقه جلوگيري شود . اگر اصلاح نشد اخراج گردد.

سال 1308 : لباس محصلين بايد از ارزانترين و با صرفه‌ترين نوع پارچة وطني، خاكي رنگ تهيّه و متحدالشكل باشد و در داخل و خارج مدرسه از اين لباس استفاده كنند تا مشخص باشند.

سال 1309 : كليه مستخدمين دولت موظّف به استفاده از پارچة ايراني هستند.

سال 1309 : ارباب رجوع مدرسه بايد داراي ورقة هويت باشند والّا اظهارات آنان قابل استماع نيست.

سال 1310 : اشخاص عادي اگر به معلمين و محصلّين اهانت كنند، به وسيلة حاكم تعقيب و جداً گوشمالي داده شوند.

سال 1312 : لباس رسمي اعضاء اداري و مدارس بايد از پارچة وطني خاكستري تهيه شود و كُت آقايان بايد يقه برگردان و سه تكمه باشد.

سال 1314 : كاركنان دولت در تمام اوقات كلاه تمام لبه بر سر بگذارند. در صورتيكه از كلاه سابق استفاده كنند، منتظر خدمت خواهند شد.

سال 1316 : اگر تهيه لباس فرم موجب محروم شدن دانش‌آموز از تحصيل مي‌شود، به او كمك يا ارفاق شود تا از تحصيل باز نماند.

سال 1318: ازكلية‌ دانش‌ آموزان مبلغ10 ريال بعنوان‌ حق كارمندي اخذ شود.

سال 1319 : كليه دانش‌آموزان توسط مسئول‌بهداري كوهبنان و راور معاينه‌شوند.

سال 1320 : فرزندان كارمندان از پرداخت شهريه معافند.

٭ ساعات پيشاهنگي دبستانها. تعليمات نظامي دبيرستانها از ساعات رسمي حذف و از اين ساعات براي ورزش يا مطالعه زير نظر مربي استفاده شود.

٭ چون اولياء امور تأكيد و توجّه خاص به باسواد شدن سالمندان دارند لازم است افراد بي‌سواد در كلاسهاي شبانه شركت كنند. پس از 15 روز از نشر اين آگهي اگر شركت نكرده‌باشند، از شغل كارمندان، كسب كارگران و پيشه‌وران جلوگيري خواهد شد.

٭ براي اينكه اطفال ده از كوچكي با كارهاي روستايي خو گرفته و با اصول كشاورزي آشنا شوند و حس تعاون و كمك به اوليا، در بچه ايجاد و تقويت شود و روستائيان نيز از اطفال خود استفاده كنند. ساعات كار مدرسه در تمام طول سال (به استثناء از 15 آذر تا 15 اسفند كه كار كشاورزي كم است) نصف روز باشد.

ابتدای صفحه

 

كشف حجاب

در گزارشي كه در تاريخ 27/12/1314 ه‍. ش به رئيس ادارة معارف و اوقاف داده شده، آمده است:

1- محترماً به عرض مي رساند‌ آقاي منصوري حكومت راور و كوهبنان از محل راور در روز21/12/1314 وارد و روز بعد جشن مفصّلي يكساعت ساعت بعد از ظهر راجع به نهضت بانوان در منزل آقاي آقاخوند ملا محمدرضا تشكيل دادند و از عموم طبقات با خانمهاشان دعوت فرمودند، طبقات با وجد و شعف مفرطي شرف حضور حاصل نمودند، نطق افتتاحيه را خود آقاي منصوري نسبت به پيشرفت مملكت و وظيفة بانوان و اعطاء بزرگ عليحضرت اقدس همايوني نسبت به اجازة كشف حجاب و نتايج آن ايراد فرمودند و پس از آن رئيس محضر راور نطق مفصّلي در اطراف حقوق خانمها ايراد نموده و مجلس جشن ساعت 5 بعد از ظهر خاتمه يافت. بر اثر ترغيب آقاي منصوري همه روزه در هر طبقه و فاميلي جشنهاي مفصّلي گرفته‌ مي شود و از اعضاء مستخدمين دعوت مي نمايند با توجه به اينكه در تاريخ 19 بهمن 1314 از بانوان اين محل كشف حجاب نموده بودند و با نهايت شوق نهضت بانوان را استقبال نمودند، اينك هم مجدداً همه روزه جشنهاي مفصلي كرفته مي شود.

2- اين موقع بواسطة ترغيب آقاي منصوري در جلسات جشن آقايان تعهد نمودند هر يك چند نفر را لباس بدهند و حقيقتاً كمك‌خوبي به فقرا شد.

3- رفتار و سلوك آقاي آقا مير سيد جواد روح‌الاميني كدخدا و نايب‌الحكومه رضايت‌بخش و نهايت امتنان را از ايشان دارند و نيز آقاي منصوري هم با منتهاي لطف و اخلاق با اهالي سلوك مي‌نمايند و عموماً دعاگوي ايشان هستند. 

4- زراعت خشخاش در اين محل پيش آمد خوبي دارد تا كنون هم بان آفتي نرسيده از طرف ماليه انتشاري دارد هر صد قصب زراعت خشخاش را 125 ريال  براي كمك زارعين بدهند ولي هنوز مجهي پرداخت نشده، اجناس مأكول در نهايت فراواني و ارزاني است جنس قماش بواسطه كشف حجاب و تهيه لباس بانوان بسيار گران بفروش مي‌رسد زيرا كه فروشنده قماش منحصر به يك دو نفر است اختيار قيمت بدست خودشان است.

5- از طرف بانك فلاحت مقداري تخم كولك براي كد خدا ارسال شد كه بزارعين بدهند و بعضي نقاط اين محل براي زراعت كولك استعداد خوبي دارد.

6- غالب دهات و چشمه‌جات اينمحل بائر و يا در شرف خرابي است و براي تعمير و استفاده استعداد فوق‌العاده دارد هر صدي كه مخارج براي تعمير بشود هزار برقيمت افزوده مي‌شود.»

مطالب و موارد ياد شده در راپرت موجب شد در اين خصوص تحقيقاتي به عمل آيد. نتايج تحقيقات به شرح زير است:

مأمورين حكومتي و ايالتي جلسات مختلفي تشكيل دادند، از بزرگان محل(افراد صاحب نفوذ) و خانمهايشان دعوت كردند، مدعوّين خواه ناخواه در اين جلسات شركت مي‌كردند و احياناً به عنوان تصديق سخنان سخنرانان سري هم تكان مي‌دادند تا روز موعود يعني روزي كه قرار بود خانمهاي حاضر در جلسه به اصطلاح كشف حجاب كنند. عدّه‌اي به بهانه‌هاي مختلف در جلسه شركت نكردند و عده‌اي نيز شركت كردند، البته اگر كل دعوت شدگان حاضر مي‌شدند تعدادشان به بيست نفر نمي‌رسيد، به هر صورت همه چيز مهيا شد و وقت برداشتن چادر رسيد. چادرها توسط خود خانمها برداشته شد امّا آنقدر لباس پوشيده بودند و پارچه به دور سر و تن خود پيچيده بودند كه صورتهاي پير و چروكيده آنان به سختي ديده مي‌شد و به همه چيز شباهت داشتند به جز يك خانم ظاهراً متجدد و متمدن و بي‌حجاب، و بعضي هم به همين قدر هم تن ندادند.

اولين وآخرين حركت بانوان همين بودوپس‌از آن فقط درحدّحرف بود و بس. در آن زمان مدرسة دخترانه‌اي اعم از دبستان يا دبيرستان وجود نداشت كه اثرات آن مشخص شود.

ابتدای صفحه

 

دومين دبستان پسرانه كوهبنان

    دبستان گرگين آباد دوّمين دبستان پسرانه و اولين دبستان روستاها و دهستانهاي كوهبنان است كه به همت آقاي حيدر اكبري و هيأت  عمراني بساب كه مقيم تهران بودند تأسيس شد. هيأت عمراني مذكور هميشه در پي ايجاد تسهيلات عمومي و رفاهي از قبيل ايجاد مدرسه،‌ درمانگاه، ‌پست و غيره بوده است و اخيراً جداسازي بساب از كوهبنان و الحاق آن به بافق يزد تا حدودي از نفوذ آن نشأت گرفته است . دبستان ‌مذكور در سال هزار و سيصد و سي. ه‍.ش تأسيس شد و ساختماني درگرگين‌آباد به اين امر اختصاص يافت كه وجه تسميه آن نيز به اين علت است.

آقاي پويا كه داراي سابقه چندين سالة فرهنگي نيز بوده است به عنوان اوّلين  آموزگار مشغول به كار شد و در سالهاي بعد، از تمام روستاهاي مجاور دانش آموزان  به اين مدرسه آمدند و تا سال 1338 ه‍. ش  آقايان: منصوري، احمدباقي‌زاده و صفوي‌نژاد در اين‌دبستان تدريس نموده‌اند. در سال 1338 ه‍ ش آقاي محمود اكبري به اين مدرسه منتقل شد و كلاس ششم را نيز داير نمود و تا بهمن ماه همان سال به تنهايي هر شش پايه را تدريس مي نمود و از بهمن ماه آقاي عبدالرمضاني نيز به اين مدرسه منتقل شد و در آن سال 90% دانش آموزان با موفقيّت به كلاس بالاتر راه يافتند و در سالهاي بعد آقايان محمد انحصاري، محمد‌علي قطبي، احمد ذكايي و دادبين و … در اين دبستان خدمت كرده‌اند.

 ابتدای صفحه

جستجو

جستجوی پیشرفته
جستجو در وب
ورود به سایت
نام کاربری:
رمز ورود:
» عضویت «
نظرسنجی
کدام یک را اولویت کوهبنان می دانید؟

ساخت تله کابین
احداث پارک بانوان
صنعت و کارخانه
حفظ تمامیت ارضی

آمار بازدیدکنندگان
بازدیدکنندگان این صفحه: 3420
بازدید کنندگان امروز: 48
کل بازدیدکنندگان: 5027636
بازدیدکنندگان آنلاین: 4
زمان بارگزاری صفحه: 0/1719 ثانیه
استفاده از تصاویر و مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.