چهارشنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٦
پیوندهای ویژه

سایت های ویژه

 

اخبار مهم
تبلیغات
آب و هوا
weather.ir is down
دوره پهلوي

 آموزش و پرورش در دوره پهلوی

 پنج سالة اول / اوّلين دبستان دخترانه خيّرين دبيرستان پسرانه / تغذية  رايگان / كلاسهاي پيكار با بيسوادي / سال توسعة‌ مدارس / سپاه دانش / چهارم آبان / واحد پيش آهنگي / اردوي عمران ملّي

 

پنج سالة اول دوره

از سال 1321 ه‍.ش تا سال 1325 ه‍.ش تنها مدرسة چهار پاية كوهبنان به روال معمول به كار خود ادامه داد و محمد بحريني‌زاده و عاليه خانم در اين مدرسه به خدمت مشغول بودند. چون در اين فاصله مدرسه روال عادي را طي كرده‌است و مسئله قابل ذكري نيست، لذا به اهم بخشنامه‌ها مي‌پردازيم.

1- سال 1321 ه‍.ش: آبله كوبي اجباري مدرسه اجرا شد.

2- سال 1322ه‍.ش: مجلة نامه كه هر پانزده روز يك مرتبه منتشر مي‌شد به قيمت هر شماره يك ريال از طرف ادارة متبوع بين دانش‌آموزان توزيع شد.

3- سال1323ه‍.ش:روزنامة نونهالان كه ظاهراً حاوي مطالب سودمند و مسابقات بود توزيع گرديد. در همين سال بخشنامه شده‌است: كسانيكه تحصيلات ابتدايي را تمام كرده اند يا وارد دبيرستان شده‌اند و قادر به ادامه تحصيل مي باشند به دانشسراها معرفي شوند و در كلاسهاي آموزگاري و كمك آموزگاري شركت كنند ماهانه به هر كدام از دانش آموزان آموزگاري300 ريال و به دانش آموزان كمك آموزگاري300 ريال  پرداخت مي‌گردد.

4- نرخ كتاب درسي ابتدايي از 15 ريال به 17 ريال افزايش يافت.

در بخشنامه شماره  16-23239 مورخ 2\7\1323  آمده است:

چون تحصيل پسر و دختر در يك كلاس هرگاه سن آنها بيش از 10 سال باشد مناسب نيست از اين جهت به كلية دبستانهاي دولتي و ملي ابلاغ شود:

٭ مطلقاً از اختلاط‌پسر و دختردركلاسهاي پنجم به بالا خودداري شود.

٭ در صورتيكه در كلاسهاي اوّل تا چهارم پسراني باشند كه سن آنان از 10 سال تجاوز نموده با اطلاع اوليا به دبستانهاي دولتي و ملي غير مختلط معرفي شوند.

٭ در دهاتي كه دبستان منحصر به فرد است و دسترسي به مدرسة ديگر نيست اگر سن دانش‌آموز اندكي بيش ازده سال باشد و از جهات اخلاقي شايستگي داشته باشد مي‌تواند در مدرسة مختلط ادامه تحصيل دهد.

٭ سادگي لباس دختر و پسر و متحدالشكل بودن و ارزاني آن مورد توجه قرار گيرد.

٭سادگي لباس معلمين و رفتار آنان چون در روحيات دانش‌آموزان اثر دارد به آن توجه شود.

٭خانمها از آرايش بخصوص در ساعات خدمت خودداري كنند.

 

 اوّلين دبستان دخترانه

سال 1328 ه‍ .ش دو مدرسه جديد  تأسيس شد: يكي دبستان جور كه يك سال بيشتر دوام نياورد و تا سال 1338 تعطيل ماند و ديگري اولين  دبستان دخترانه.  احساس نياز به تأسيس دبستان دخترانه، انجمن فرهنگي كوهبنان را در سال 1327 ه‍ .ش بر آن داشت كه زمينة تأسيس آن را فراهم سازد. در اجراي اين امر با دو مشكل عمده روبرو بودند:

1- اخذ موافقت فرهنگ كرمان

2- همكاري اولياء دختران كه هنوز گرفتار تعصّبات بودند و از فرستادن دختران خود به مدرسه ابا داشتند، هرچند كه در ته ليستهاي سنوات قبل گهگاهي و به ندرت نام دختري ديده مي‌‌شود. مثلاً در سال يكهزار و سيصد و هفده تنها پنج دختر در مدرسة مختلط تحصيل مي‌كرده‌اند.

به هر حال پس از جلسات زياد و مكاتبات عديده با فرهنگ كرمان، موافقت آن اداره مشروط بر اينكه محل آموزشگاه از طرف اهالي در اختيار گذاشته شود جلب شد. در پي تهية مكان مدرسه با توجه به اينكه از «تكيه» چند سال به عنوان دبستان پسرانه استفاده شده بود، انجمن فرهنگي نامه‌اي به ابوالقاسم ‌خان‌ابراهيمي «سركار آقا» نوشت و از وي كه توليت تكيه را برعهده داشت تقاضاي همكاري كرد، وي بنا به دلايلي اوّل شفاهاً مخالفت نمود و حدود يكسال بعد كتباً عدم موافقت خود را اعلام نمود. به ناچار منزل مسكوني شخصي به نام ميرزا سيد جواد روح‌الاميني كه در جنب حسينيه مشهور به حسينيه كوچك واقع شده بود به اين امر اختصاص داده شد.

مشكل دوّم اخذ همكاري و موافقت اولياء دانش‌آموزان در فرستادن دختران خود به مدرسه بود كه حيدر اكبري ضمن بررسيها و تحقيقات لازم و شناسايي والدين اطفال واجد شرايط، از آنان دعوت نمود  و جلسه‌اي در همين رابطه تشكيل داد، ضمن سخنراني و تشويق و ترغيب والدين و طلب همكاري آنان، در پايان جلسه كتباً از آنان تعهد گرفت كه فرزندان خود را به مدرسه بفرستند. هر چند كه تعدادي از متعهّدين به عهد خود وفا نكردند، سرانجام اوّلين دبستان دخترانه در سال 1328 ه‍ .ش با حدود 15 نفر دانش‌آموز عملاً شروع به كار نمود و خانم فاطمه زنده‌روح به عنوان مدير و آموزگار و خانم نشاط به عنوان آموزگار در اين مدرسه شروع به كار نمودند. محل مدرسه تا مدتي در اين خانه و پس از آن به خانة آقاي كاظمي انتقال يافت و در تاريخ پانزدهم آبانماه 1338 ه‍ .ش خانة بي‌بي‌ خورشيد كاظمي به قرار ماهي سيصد ريال مشروط بر اينكه كل اجاره بها در ايام تعطيل صرف تعمير ساختمان‌خانه گردد، اجاره شد و دبستان به اين مكان آمد و تا ساخت مدرسة دولتي آنجا بود.

 

خيّرين

در تاريخ 30/9/1333 ه‍ .ش آقـايـان سيد عبدالحسين‌ آلطه و ميرزا ‌آقاخان‌آلطه يك قطعه زمين به مساحت سه هزار متر مربع جهت احداث دبستان دخترانه اهدا نمودند. (زمين دبستان پروين اعتصامي) هر چند ساخت آن تا حدود سال 1342 ه‍ .ش به طول انجاميد و پس از آن نيز تا سال 1344 به عنوان دبيرستان پسرانه استفاده مي‌شد، بالاخره دبستان مذكور در حالي‌كه حدود شانزده سال از تأسيس آن مي‌گذشت به محل دولتي انتقال يافت.

در گيرودار تأسيس و شروع به كار دبستان دخترانه، بودجة احداث دبستان پسرانة تأمين شد و به اصطلاح كلنگ ساختمان مذكور به زمين زده‌ شد و بالاخره در سال 1330 آمادة بهره‌برداري شد و تقريباً از آبان ماه همان سال دانش‌‌ آموزان از محل دوشابخانه به مدرسة جديد نقل‌ مكان ‌كردند.

 

دبيرستان پسرانه پهلوي

در سال 1335 ه‍. ش. سيكل اوّل دبيرستان با توجه به نظام آموزشي زمان‌ (ابتدايي6 سال، دبيرستان شامل 3 سال سيكل اوّل و 3 سال سيكل دوّم) تأسيس شد. تعداد دانش‌آموزان  در بدو تأسيس يازده نفر بودند. مدرسين دروس دبيرستاني آقاي حيدر اكبري و يكي دو نفر از آموزگاران بودند. به علت نداشتن جا و تعداد كم دانش‌آموزان  يك كلاس در دبستان پهلوي به اين امر اختصاص داده شده بود و لذا دبيرستان مذكور ضميمة‌ دبستان بود. پس از آنكه در نزديكي اين دبستان چند اتاق خشت و گلي ساخته شد (در زميني كه  جهت احداث دبستان دخترانه اهدا شده بود)‌ در سال 1343 ه‍. ش. دبيرستان به آنجا نقل مكان كرد و سه سالة‌ اوّل دبيرستان را دارا بود كه در اين زمان آقاي عليمردان آلطه (رئيس فعلي دانشگاه آزاد زرند) رئيس دبيرستان و آقايان احمد ذكايي، ‌سلحپوش، دلاور اميري مدرسين آن بودند.

در حدود سال 1345 ساختماني بدين منظور ساخته شد (ساختمان قديمي دبيرستان الزهرا)‌ و دبيرستان به آنجا نقل مكان كرد و آقايان دلاور اميري، احمد ذكايي، فتح‌نجات، انصاري و حيدر اكبري مدرسين آن بودند.     

 با تغيير نظام آموزشي و پنج ساله شدن دورة‌ ابتدايي و تشكيل و تأسيس مدارس راهنمايي در سراسر كشور در سال هزار و سيصد و چهل و سه خواه ناخواه اين دبيرستان به تعطيلي كشانده شد‍. و تا سال 1356 كه سال ‌اوّل نظري‌ (رشتة‌ علوم انساني) تشكيل و ضميمة مدرسه راهنمايي شد دبيرستان پسرانه تعطيل و منحل بود.

 

تغذية رايگان

1) شير: شيرخشك وارداتي كه از سال 1337ه‍ .ش. از آمريكا وارد مي‌شد و در مدارس و بيمارستانهاي ايران مصرف مي‌شد، همزمان در مدارس آلمان،‌ ايتاليا، لهستان، يوگسلاوي، كره،‌ هندوستان، فيليپين، تركيه، پاكستان، مصر، اردن، ليبي، تونس و الجزاير نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت. شيرخشك دركارتن هاي50 پوندي (24.5 كيلوگرمي) بسته بندي شده‌بود كه براي مصرف با چهار برابر آب، جوشانده و آماده مصرف مي‌شد. معمولاً در زنگ تفريح اوّل صبح‌ها به هر دانش‌آموز مقداري نان (240 گرم) ‌و يك ليوان شيرداغ داده مي‌شده و تا حدود سال يكهزار و سيصد و چهل ادامه داشت. در پايان سال تحصيلي شيرخشك اضافي بين دانش‌آموزان تقسيم مي‌شد ولي به هيچ دانش‌‌آموزي  بيش از دو كيلو تحويل داده نمي‌شد.

2) تغذيه گرم (ناهار): زنگ آخر صبح كه زده مي‌شد، بچه ها از كلاسها بيرون مي‌آمدند (سال 1341 ه‍ .ش) جلوي درب سالن، در حياط مدرسه به صف مي‌ايستادند، صفها براساس پاية تحصيلي نبود بلكه بچه‌هاي هر محله در صفي جداگانه مي‌ايستادند. صف اوّل بچه هاي محلة بالا،‌ درشوئيه، باغستان ده ملك بودند در پشت صف اوّل بچه‌هاي محلة سيدحسيني، باغستان اپوروار و اپوروار سفلي،‌ صف دوّم را تشكيل مي‌دادند. صف سوّم ويژه دانش‌آموزان باغستان چماه،‌محله ملكوئيه، ده‌ميرعليا و سفلي بود. مدير بر بالاي پلكان مدخل سالن كه همچون صفه‌اي بود در نزديكي كاسه چرخ ماشيني كه به عنوان زنگ به ميله‌گرد ساختمان آويزان بود مي‌ايستاد. قبلاً تركه هاي چوب انار و احياناً فلك در نزديكي او گذاشته شده بود. بچه‌ها ساكت و صامت ايستاده بودند. غايبين روز قبل و دانش آموزاني كه نمرة‌ پايين داشتند يا تكاليف خود را انجام نداده بودند،‌ برحسب درجات تنبيه مي‌شدند.

با اشارة مدير تغذيه شوندگان از صفها خارج مي‌شدند، صفها به حركت درمي‌آمد و هر صفي از دري خارج مي‌شد،‌ صف اول از در ضلع‌شرقي، صف دوّم از دري كه حدود دويست متر با در اوّلي فاصله داشت و به كوچة‌ديگري راه داشت و صف بعدي از در سوم كه در گوشه ضلع جنوبي مدرسه بود خارج مي‌شد بقيه بچه‌ها كه قرار بود تغذيه شوند، پس از شستن دست و صورت از پله‌ها بالا مي‌رفتند و پشت به ديواري كه پنجره‌هاي كلاس در آن تعبيه شده بود در يك رديف طولاني رو به جنوب مي‌نشستند، سفره‌اي سرتاسر كشيده مي‌شد، هر دانش‌آموز بشقابي و كاسه‌اي و قاشقي داشت، غذا طبق برنامة‌ تنظيمي از اول رديف تا به آخر سلف مي‌شد.

3) دانش‌آموزان مشمول تغذيه: كل دانش‌آموزان به سه گروه تقسيم شده بودند:

1ـ دانش‌آموزاني كه خانواده‌هايشان از جهت مادي وضع نسبتاً خوبي داشتند از تغذيه استفاده نمي‌كردند يعني اجازه استفاده نداشتند.

2ـ دانش آموزاني كه نه فقير بودند و نه در رديف گروه اول قرار مي‌گرفتند، يك روز در ميان تغذيه مي‌شدند.

3ـ دانش‌آموزان بي بضاعت كه هر روز ناهار را در مدرسه صرف مي‌كردند.

  هنگامي كه هوا نامساعد بود، ‌دانش آموزاني كه راه منزلشان دور بود به آنان اضافه مي‌شدند. برنامة غذايي را مدير مدرسه تنظيم مي‌كرد و اجناس مورد نياز از طريق استعلام تهيه و خريدراي مي‌شد.

آشپز: خانم سكينه شاهمرادي مشهور به سكينه بانو روزي چهل ريال مزد مي‌گرفت و كمك آشپز آقاي حسن رشيدي، شوهر آشپز بود و روزي  بيست ريال مزد مي‌گرفت. با توجه به عدم امكانات و نوع سوخت كه هيزم بود نسبتاً غذاي خوبي طبخ مي‌كردند.

 

كلاسهاي پيكار با بيسوادي

علاوه بر مدارس و كلاسهاي روزانه، كلاسهاي مبارزه با بيسوادي ( اكابر)‌ نيز تشكيل شده بود. مدرّسين اين كلاسها همان معلّمان  شاغل در مدارس روزانه بودند و در بعضي مواقع از افرادي كه داراي مدرك تحصيلي بودند و كارمند هم نبودند استفاده مي‌شد. چون پرداخت حق‌الزحمة  مدرسين اين كلاسها براساس تعداد دانش‌آموز و به ويژه قبولي پايان سال بود، لذا هر كس سعي مي‌كرد تعداد بيشتري از بزرگسالان بيسواد را به كلاس خود جلب كند و در اكثر مواقع آمار ارائه شده بزرگسالان‌ از روزانه‌ كمتر نبود وگاهي بيشتر هم بود. به طوري‌كه در سال 1337ه‍.ش. چهارده كلاس پيكار با بيسوادي گزارش شده است. پرداخت حق‌الزحمة‌ كلاسهاي فوق براساس تعداد قبولي، تبعاتي هم به دنبال داشت بطوريكه بعضي براي دريافت حقوق بيشتر از باسوادان بدون مدرك يا جانشين كردن افراد صاحب مدرك بجاي دانش‌آموزان در جلسات امتحان استفاده مي‌كردند. ضمناً هزينه سوخت، روشنايي و ملزومات توسط اداره پرداخت مي‌شده است.

 

سال 1338، سال توسعة‌ مدارس

با توجه به جديّت و پشتكار آقاي حيدر اكبري در سال 1337 ه‍. ش. مقدِمات تأسيس چند مدرسه در روستاهاي كوهبنان فراهم شد. زمين مورد احتياج از طرف روستائيان واگذار گرديد و منازلي نيز قبل از احداث ساختمانهاي مدارس در اختيار گذاشته شد. لذا در سال 1338 تعداد 8 باب مدرسة جديد در روستاهاي مختلف تأسيس گرديد كه عبارت بودند از: دبستان آسفيچ،‌ دبستان كمكوئيه، دبستان ده علي، دبستان جور،‌ دبستان بنيز، دبستان بشكان، دبستان خوسف و دبستان كهن كه معلمان اين مدارس آقايان: دلاور اميري، ‌احمد دهقان بذرافشان، جعفر پيكري، انصاري. اكبر زين‌العابدين‌زاده (بزرگمهر)، مهدي برومند، ستاري و محمداكبري بودند. آمار دانش آموزان در سال 1339 بدين شرح گزارش شده است: دبيرستان پسرانه 15 نفر، دبستان دخترانه 38 نفر، دبستانهاي پسرانه 533 نفر، كلاسهاي اكابر در 11 مدرسه 406 نفر.

 هزينه هاي سال 1339:

1ـ 300 ليتر نفت به قرار ليتري 30/2 ريال = 690 ريال

2ـ 384 من هيزم خردكرده به قرار مني 5/2 ريال = 960 ريال

3ـ دستمزد كشيدن آب از چاه جهت استفاده دانش آموزان  600 ريال

4- 25/4 متر مربع شيشه به قرار متري 220 ريال = 935 ريال

5- 150كيلو گچ ساخته‌شده جهت تحرير به قرار كيلويي يك ريال = 150 ريال

6ـ هزينة  تنظيف مدارس  3000 ريال

فرهنگ كوهبنان تا سال 1341 روال عادي خود را طي كرد و به تجهيز همين مدارس پرداخت. سال 1341 با تشكيل سپاه دانش و اعزام آنها به سراسر كشور،‌ منجمله به كوهبنان، موجب تأسيس مدارس جديدي شد بطوريكه بيشتر روستاها را شامل‌شد.

 

سپاه دانش

پس از تشكيل سپاه دانش به دستور محمدرضا پهلوي در سال 1341 ديپلم‌هاي مشمول خدمت سربازي پس از گذراندن شش‌ماه دوره تعليماتي در پادگانهاي نظامي كه به اين امر اختصاص يافته بود به روستاها فرستاده ‌شده و به تدريس مشغول مي‌شدند.اينان علاوه بر تدريس، تمام امورات ده را به دست مي‌گرفتند و يا در تمام امور دخالت داشتند و در اكثر موارد با روستائيان درگيري هم داشتند و طبيعتاً مخالف و موافقي پيدا مي‌كردند كه هميشه نود درصد برنده بودند، به ويژه كه مسؤولين امر هم با شدِت و حدِت از آنها پشتيباني مي‌كردند. هر سپاهي كه به روستا فرستاده مي‌شد، اگر اوّلين سپاهي آن روستا بود، يكسري وسايل كه از طرف دولت تهيه شده بود به وي تحويل مي‌دادند كه اين وسايل عبارت بودند از:

چراغ طوري، قابلمه، بشقاب، كاسه، قاشق، چنگال، ماهيتابه، چراغ والر دو عدد پتو،‌ تشك، تختخواب،‌ بالش،‌ ملحفه‌، كتري، قوري، فنجان، موكت و از اين قبيل، براي مدرسه نيز،‌ لوازم التحرير (ملزومات اداري) آفتابه، آب‌پاش جارو، كرة جغرافيايي و غيره كه كليه لوازم و اقلام مذكور پس از پايان يافتن دورة  خدمت چه مستعمل و چه اسقاطي تحويل سپاهي دورة بعد مي‌شد و در مواردي كه خدمت يك سپاهي تمام مي‌شد و سپاهي جديد نيامده بود (در بعضي مواقع ممكن بود تايكسال مدرسه تعطيل شود) تحويل كدخدا يا بزرگ محل مي‌شد. حقوق سپاهي، بستگي به درجه‌اي داشت كه در دورة  تعليماتي كسب كرده بود كه غير از ليسانسيه‌ها كه درجة‌ ستواني داشتند، بقيه گروهبان يكم، گروهبان‌دوّم يا گروهبان‌سوم بودند و اول هر ماه حقوقشان توسط راهنمايان تعليماتي نقداً به آنان پرداخت مي‌شد.

1) مدِت خدمت: سپاهيان دوره‌هاي اوّل اعم از دورة‌ تعليماتي يا خدمت در روستا كلا هجده ماه خدمت مي‌كردند و اواخر شش ماه تعليماتي و هجده ماه در روستا بودند.

2) لباس سپاهي: لباس فرم و لباس كار داشتند. (هر دو مورد هنوز در ارتش رسم است) كه لباسهاي مذكور در دروة‌تعليماتي توسط خياطان به اندازه هر فرد دوخته مي‌شد و هنگامي كه دورة‌ تعليماتي تمام مي‌شد دو دست لباس به انضمام پوتين و دو جفت نيم چكمه (نيم پوتين) چرمي به آنان تحويل مي‌شد. براي جلوگيري از اطالة كلام با درج جدولي مربوط به تعداد سپاهيان دانش كوهبنان به اين مبحث خاتمه مي‌دهيم.

 

چهارم آبان و مدارس

از نيمة‌ دوّم مهر ماه هر سال، عصرها كلاسهاي سوّم تا ششم دبستان تعطيل مي‌شد و دانش‌آموزان جهت برگزاري جشن چهارم آبان (روز تولد محمدرضا پهلوي) زير نظر يكي از معلمان به تمرين مي‌پرداختند. تمام دانش آموزان يادشده مؤظّف بودند كه ملبس به زيرپوش سفيد و شورت مشكي با نوار سفيد باشند. چون  در آن زمانها زيرپوش و شورت در بازار كوهبنان يافت نمي‌شد ، خانواده‌ها مجبور بودند كه به هر طريق ممكن تهيه كنند. چه بسيار چهارقدهاي (روسري) سفيد مادران به زيرپوش تبديل مي‌شد و شلوارهايي كه پاچه هاي خود را از دست مي دادند و قيافة دانش‌آموزان با آن زيرپوش و شورت و پاهاي باريك و لاغر و گيوه هاي دوره كرده و مندرس آنهم در هواي سرد پاييزي تماشايي‌تر از هر چيز بود. علاوه بر لباس هر كدام از دانش آموزان مجبور بودند دو عدد پرچم كوچك (حدوداً 40×30سانتيمتر) تهيه كنند. تهيه پارچه و رنگ آميزي ودوخت پرچم، مشكلات زيادي براي خانواده‌ها به وجود مي‌آورد. تنها چيزي كه فراوان بود و تهيه‌اش خرجي نداشت چوپ پرچم بود و بس. بالاخره  با هر مشقتي كه بود پرچمها تهيه مي‌شد و گاهي پرچمي از كار در مي‌آمد كه جاي رنگها جابجا دوخته شده بود و يا از طرفي به چوب وصل شده بود كه شكل پرچم كشورهاي ديگر را به خود گرفته بود. بالاخره تهيه مقدمات جشن با توجه به عدم امكانات  در منازل عزا به پا مي‌كرد.

برنامه هاي روز چهارم آبان:

پس از آنكه مدعوين و تماشا چيان حدود ساعت 3 بعد از ظهر روي نيمكت‌ها و يا بر بالاي سكوي دبستان پهلوي پشت  به ساختمان مي‌نشستند، برنامه‌ها تقريباً همه ساله بدينگونه بود:

1ـ عرض خيرمقدم و تعارفات معمول و سخنراني دربارة  چهارم آبان توسط يكي از مسؤولين.

2 ـ رژه دانش‌آموزان با آن سرو وضع از جلو مردم.

3ـ حركات نرمش توسط دانش آموزان در حاليكه پرچمها را در دست داشتند و پس از تأسيس مدارس دخترانه حركات نرمش توسط دانش آموزان دختر با لباس فرم مدرسه انجام مي‌شد.

4ـ مسابقة چوپ سواري: هر كدام  از شركت كنندگان دو چوپ بلند (مانند دستة بيل) تهيه مي‌كردند و به فاصلة سي الي چهل سانتيمتري روي چوبها تخته‌اي نصب مي‌كردند، چوبها را عمودبر زمين مي‌گرفتند و در حاليكه سرچوبها را در دست مي‌گرفتند پاهاي خود را روي گيره هايي كه بر روي چوبها نصب كرده بودند مي‌گذاشتند و با حركت دست و پا به جلو مي‌رفتند هركس به زمين نمي‌خورد و به خط پايان مي‌رسيد برنده بود.

5ـ پرش از حلقة آتش: حلقه‌هايي به اندازة‌ رينگ دوچرخه به فاصلة حدود پنجاه تا شصت سانتيمتر از زمين كه بستگي به قد دانش‌آموزان شركت كننده داشت، به دو چوب كه بافاصلة قطر حلقه، عمود بر زمين نصب شده‌بود مي‌بستند و به دور حلقه ها پارچه‌ كهنه مي‌پيچيدند و مقداري نفت هم روي پارچه ها مي‌ريختند. در يك طرف حلقه‌ها دانش آموزان شركت كننده در صفهاي جداگانه مي‌ايستادند و در طرف ديگر فرشي ياتشكي پهن شده بود. پارچه‌ها را آتش مي‌زدند و دانش‌آموزان از داخل حلقه‌ها به آن طرف مي‌پريدند و دوباره به جاي اوّل برمي‌گشتند و اين عمل چندبار تكرار مي‌شد.

6ـ فيل و فيل سوار: فيل و فيل سوار از سه نفر دانش‌آموز تشكيل مي‌شد. دو نفر تشكيل فيل مي‌دادند و نفر سوّم كه كوچكتر و سبكتر بود فيل سوار بود. بدين ترتيب نفر اوّل كه از دو نفر ديگر قوي تر بود مي‌ايستاد و نفر دوّم در حاليكه دستهاي خود را به دور گردن نفر اوّل قلاّب مي‌كرد با يك جهش پاهاي خود را به دور كمر نفر اوّل قلاّب مي‌كرد و دستهاي خود را به آرامي آزاد مي‌ساخت و از ناحية كمر خم مي‌شد به طوري سرش نزديك زمين قرار مي‌گرفت و سر و دستهاي خود را از ميان دوپاي نفر اوّل عبور مي‌داد و با دو دست خويش پشت پاهاي او را مي‌گرفت و در همين حالت نفر اوّلي خم مي‌شد و دستهاي خود را روي زمين مي‌گذاشت و اين فيل آماده حركت بود و نفر سوم براو سوار مي‌شد و حركت مي‌كردند به‌طوري كه نفر اوّلي دو نفر ديگر را حمل مي‌كرد. با اين وضعيّت هر كدام به خط پايان مي‌رسيدند برنده بودند.

7ـ برج سازي: تعدادي از دانش آموزان حدود 10 نفر دايره وار دستهاي خود را بر دوش نفرات كناري مي گذاشتند و محكم يكديگر را مي‌گرفتند. تعدادي ديگر كه از آن تعداد كمتر بودند پا بر دوش نفرات قبلي مي‌گذاشتند و همين حالت و شكل را بوجود مي‌آورند  و يك نفر از اين برج بالا مي‌رفت ودو پاي خود را بر دوش دو نفر كه قطر دايرة  بالايي را تشكيل مي‌دادند مي‌گذاشت و مي‌ايستاد و پرچم را به اهتزاز درمي‌آورد.

اجراي اين برنامه‌ها دست كم بيش از دو ساعت به طول مي‌انجاميد و در پايان هر برنامه تماشاچيان كف مي‌زدند و با انجام آخرين برنامه متفرق مي‌شدند  و بچه ها كه از شدت سرما به خود مي‌لرزيدند با سرعت و با خوشحالي از تمام شدن جلسه لباس مي‌پوشيدند و ميز و نيمكتها را به داخل كلاسها مي‌بردند و به خانه‌هايشان مي‌رفتند.

 

واحد پيش آهنگي كوهبنان

در مورد چگونگي تاريخ تشكيل واحد پيش‌آهنگي كوهبنان مداركي موجود نيست، و همين قدر مي‌دانيم كه ساعات پيش‌آهنگي نيز مانند تعليمات نظامي جزو مواد درسي دبستانها و دبيرستانها بوده كه طي دستورالعملي  از دي ماه هزار و سيصد و بيست از برنامه درسي حذف و به صورت فوق برنامه اجرا مي‌شده و  برنامة ساليانه رسد پيشاهنگي به شرح زير بوده است:

1ـ آماده كردن اتاق پيش‌آهنگي: هدف از تشكيل اتاق پيش‌آهنگي ايجاد محيطي سالم براي پيشرفت تعليمات وآشنايي پيش آهنگان با فعاليتهاي اجتماعي‌

2ـ تشكيل مرتب جلسات جوخه (‌هر هفته دو جلسه )

3ـ تشكيل مرتب جلسات رسد (هر پانزده روز يك مرتبه)‌

4ـ تشكيل جلسات شوراي رسد ( هر پانزده روز يك نوبت)‌

5ـ تشكيل جلسات كميته رسد ( هر ماه يك نوبت)‌

6ـ تهيه وسايل تعليماتي ارويي، جوخه‌اي براي جوخه‌ها (توپ واليبال، توپ كوچك، قطب نما، طناب،‌ تبر پيش‌آهنگي، جعبة كمكهاي نخستين، چراغ خوراك پزي، قابلمه كوچك و بزرگ،‌ فانوس،‌ فرش و امثال آن .

7ـ شركت در برنامه هاي عمومي سازمان پيش‌آهنگي (هفته كار نيك، جشن درختكاري، هفته كار و هفته پيش‌آهنگي)

8ـ اردوي يكروزه دو نوبت

9ـ اردوي دو روزه دو نوبت

10ـ اردوي پنج روزه يك نوبت

11ـ بازديد علمي از مؤسسات و كارخانه‌ها و نقاط ديدني ، ‌پنج نوبت

12ـ ايجاد يك كارگاه كوچك و تهيه وسايل كاردستي قابل اجرا

13ـ ايجاد مزرعه سبزيكاري و فعاليتهاي كشاورزي (مخصوص رسدهاي روستايي)

14ـ تشكيل يك شركت تعاوني براي رسد

15ـ‌شركت در خدمات اجتماعي و عمراني به عنوان كارنيك

16ـ تشكيل مجلس جشن و دعوت از اولياء پيش‌آهنگان و ساير اطفال جهت اهداء كارتها و نشانهاي پيش‌آهنگان

مدارك موجود نشان مي‌دهد كه حدود سالهاي هزار و سيصد و چهل تا هزار و سيصد و پنجاه واحد كوهبنان هم فعاليتهايي داشته‌است كه اهم آنها در سال  بدين شرح است: تعداد كل پيشاهنگان دبستان پهلوي 24 نفر- تعداد شركت كننده در برنامه كار 18 نفر- جمع كل درآمد واحد 904 ريال. كه طبق صورتجلسه مورخ 6/12/1343 كميته رسد پيش آهنگي (آقايان دكتر مهجور،‌ جواد شكوهيان، سليمان قطبي، عبدالحسين سيف الهي،‌ سيدمحمدتقي امام جمعه،‌ محمدرضا قاسمخاني،‌ احمدذكايي) با حضورآقاي حيدر‌ اكبري نماينده آموزش و پرورش تصميم گرفت مبلغ 604 ريال  از در آمد واحد در هفته كار به مصرف خريد وسايل مورد احتياج پيش آهنگي برسد و مبلغ 300 ريال باقي مانده به سازمان ارسال شود. در لابلاي گزارشهاي عملكرد پيش آهنگان در هفته كار نيك مطالبي به شرح زير قيد شده است: نظافت و آب پاشي معابر، برداشتن خرده سنگها از معابر،كار در زمين ورزشي جديد الاحداث، نظافت و آب پاشي محوطه دبستان، گردگيري و نظافت شيشه‌ها، تكاندن و گردگيري‌زيلوهاي مدرسه ، حمل زباله‌ها به خارج از دهكده، كمك در تسطيح كوچه ها و معابر.

 

اردوي عمران ملّي

تشكيل اردوهاي عمران ملي در تابستانها،‌ ظاهراً با هدف پركردن اوقات فراغت دانشجويان و دانش‌آموزان  و آشنايي آنان با تحولاّت و واقعيتهاي طبيعي و اجتماعي روستاها و ايجاد حس مسؤوليت در قبال آن بود.

با زمزمة‌ تشكيل اردوهاي فوق، از اوايل ارديبهشت ماه 1354ه‍.ش آقايان سيد عبدالرحيم تهامي شهردار وقت و ميرروح‌الامين روح‌الاميني نماينده آموزش و پرورش كوهبنان در پي آن برآمدند كه مجوز تشكيل اردوي كوهبنان را از استانداري كرمان اخذ كنند و سرانجام موفق به اخذ آن شدند.

در تابستان 1354 اردوي عمران ملي كوهبنان با حدود يكصد نفر شركت كننده به سرپرستي آقاي روح‌الاميني تشكيل شد. دبستان پسرانة  پهلوي جهت اسكان آنان در نظر گرفته شد كه صبحانه و ناهار و شام را نيز طبق برنامه تنظيمي استانداري در همين  محل صرف مي‌كردند. و هفته‌اي يك فيلم سينمايي توسط ماشينهاي سيّار اعزامي براي آنان نمايش داده مي‌شد. و گاهي آنان را براي بازديد از مراكز صنعتي و تفريحي به ساير شهرهاي استان مي‌بردند. براي اين اردوها بودجة ‌هنگفتي در نظرگرفته شده بود. خدمات انجام شده توسط اردوي مذكور بنا به اسناد و مدارك تنظيمي، تعمير ساختمانهاي مدارس، بام اندود،‌ حصار كشي، گچ كاري،‌ تسطيح حياط مدرسه و معابر، لايروبي و ‌مرمت بعضي از قنوات ذكر شده است. به شركت كنندگان علاوه بر تأمين غذا و امكانات، ‌دستمزد هم پرداخت‌مي‌شده است.

جستجو

جستجوی پیشرفته
جستجو در وب
ورود به سایت
نام کاربری:
رمز ورود:
» عضویت «
نظرسنجی
کدام یک را اولویت کوهبنان می دانید؟

ساخت تله کابین
احداث پارک بانوان
صنعت و کارخانه
حفظ تمامیت ارضی

آمار بازدیدکنندگان
بازدیدکنندگان این صفحه: 5285
بازدید کنندگان امروز: 275
کل بازدیدکنندگان: 4987744
بازدیدکنندگان آنلاین: 14
زمان بارگزاری صفحه: 0/1562 ثانیه
استفاده از تصاویر و مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.