پنج شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٦
پیوندهای ویژه

سایت های ویژه

 

اخبار مهم
تبلیغات
آب و هوا
weather.ir is down
توتیای کوهبنان

طرز تهـيه توتـيا در کوهبنان

کرمان از نظر تاريخي به عنوان يکي از مناطق پيشرو صنعت ذوب فلزات شناخته مي شود. محمد زاوش علت اين امر را موقعيت جغرافيايي و زيست محيطي کرمان مي داند که نسبت به ساير مناطق «مرکزي» ايران از آب بيشتري برخوردار بوده و به علاوه وجود درختهاي پسته وحشي (بُنه) و بوته هاي قيچ (که در شمال کوير به آن طاق مي گويند) در اين نواحي سوخت مناسبي براي کوره ها محسوب مي شده است. البته بايد به اين عوامل وجود معادن فراوان در اين ناحيه را که اکثراً نيز در دوره هاي گذشته مورد بهره برداري قرار مي گرفته اند اضافه کرد. «توتياي صناعي» نيز يکي از محصولات معدني است که درگذشته در کوره هاي ذوب فلزي که آثار آنها هنوز در بخشهاي مرکزي ايران، از جمله اطراف کوهبنان باقي است، توليد مي شده است. از آنجايي که امروزه اين ماده مورد استفاده يي ندارد و واژه توتيا نيز بارمعنايي ديگري پيدا کرده و معمولاً به معني سرمه به کار مي رود، سعي خواهد شد تا در اين مختصر ضمن معرفي دقيق اين ترکيب شيميايي، کاربرد ها و نحوه فراوري آن در گذشته مورد بررسي قرار گيرد.1

ترکيب شيميايي :

«توتيا» نام قديمي ماده اي است که ترکيب شيميايي آن اکسيد روي (ZnO) بوده و وجود آن به دو شکل ممکن است:

1.طبيعي:

درطبيعت و معادن روي (Zn) کانيي به نام زينسيت يافت مي شود که اختصاصات کاني شناسي آن عبارتند از: رنگ قرمز، سختي 5/4تا 5 ، و وزن مخصوص 4/5 تا 7/5

2. صناعي

توتيا را در گذشته به طور مصنوعي نيز از سنگ معدن فراوري و تهيه مي کرده اند. البته اين نوع از توتيا که امروزه در دسترس نمي باشد احتمالاً داراي ناخالصي هايي از عناصر ديگر هم بوده است.

ريشه واژه توتيا

به طور کلي در دو دسته از کتب علمي قديم از توتيا نام برده شده است. دسته اول کتب ادويه، که درباره داروشناسي ، و دسته دوم کتاب هاي جواهر، که درمورد سنگ شناسي و کاني شناسي ، تاليف شده اند. اکثر مولفين فارسي و عربي زبان کتب ادويه و جواهر واژه توتيا را معرب کلمه «دودها» يا «دوديا»ي فارسي دانسته اند. در فرهنگ هاي فارسي از قبيل مجمع الفرس، آنندراج، برهان قاطع، ( که فقط درباره توتياي اکبر مطلبي دارد)، فرهنگ رشيدي و غياث اللغات درباره توتيا چيزي نوشته نشده است اما در فرهنگ معين و لغت نامه دهخدا توتيا را همان اثمد (سرمه ) دانسته اند.

در فرهنگ انگليسي آکسفورد در توضيح ريشه اين واژه گفته شده است که يک کلمه خارجي و احتمالاً فارسي مي باشد که وارد زبان عربي شده است ميرهوف اين واژه را سرياني مي خواند و گفته است که احتمالاً از «Tuta» به معني «رسيده » ريشه گرفته است. در تاييد فارسي بودن ريشه واژه توتيا بايد گفت که، اولاً اين ماده همچنان که بعداً دقيق تر توضيح داده خواهد شد به صورت دودي است که از حرارت دادن سنگ هاي حاوي روي در کوره هاي تهيه توتيا توليد مي شده است ثانياً با توجه به تحقيقات پژوهشگران توتيا از محصولات قديمي ايران است به طوري که ب. لوفر اين ماده را جزو صادرات ايران در زمان ساسانيان مي داند و ثالثاً اينکه در چند زبان ديگري که بررسي شده است اين واژه به شکل قرض گيري به کار رفته و در اين زبانها معادلي براي آن وجود ندارد.

انواع توتيا

مولفين کتب ادويه و جواهر تقسيم بنديهاي مختلفي را براي توضيح انواع توتيا به کار برده اند که اين تقسيم بنديها اساساً از سه ديدگاه صورت گرفته است.

1-منشاء يا نحوه تهيه توتيا

اين ديدگاه يکي از جنبه هاي کاملاً علمي اي است که براي تقسيم بندي و توضيح توتيا به کار رفته و براساس آن از سه نوع توتيا نام برده شده است.

الف:توتياي معدني: اين نوع توتيا که همه مولفين به آن اشاره کرده اند خود داراي گونه هايي به رنگهاي سفيد، زرد، کبود، قرمز، قهوه اي و ... بوده است و انواعي چون توتياي فيدي و توتياي پيکانک را شامل مي شده است.

ب:توتياي صناعي: اکثر مولفين از نوعي توتيا به نام توتياي صناعي نام مي برند و همگي آن را به کرمان نسبت مي دهند. خواجه نصيرالدين طوسي در «تنسوخ نامه ايلخاني» مي نويسد: «توتيا را انواعي است بعضي صناعي و بعضي معدني اما آن چه صناعي است توتياي نايژه خوانند و آن در زمين کرمان سازند» توتياي صناعي را به نامهاي ديگري چون توتياي نايژه ، قلمي، ناوداني، انابيبي ، مزاربي و سفالک نيز خوانده اند.

ج:توتياي دريايي: اين نوع از توتيا که در کتب جواهر به آن توتياي ديکک گفته اند به اسامي ديگري چون اشينه، توتياء البحر و تنفذ البحر نيز ناميده شده است محمدزاوش اين نوع از توتيا را حيوان دريايي مي داند که بدن آن از صدف خاردار پوشيده شده است و به نام بلوط دريايي يا خارپشت دريايي معروف است و ازخانواده «Oursin»هاست درحاليکه عقيلي خراساني در توضيح اين نوع از توتيا مي نويسد:«... آن سنگ هاي سفيد مستدير شبيه به سنگريزه است» که اين توضيح مسلماً با گفته زاوش مغايرت دارد.

 

2- اختصاصات فيزيکي

از اين جنبه خصوصيات فيزيکي ماده مطالعه و وسيله اي براي طبقه بندي و توضيح آن قرار گرفته است . اين خصوصيات که عبارت از رنگ ، وزن و لمس هستند، امروزه نيز از عامل هاي اصلي طبقه بندي کاني ها محسوب مي شوند. در بين اين ويژگي ها، رنگ که خاصيتي ملموس تر بوده و درک آن آسانتر است ، بيشتر به کار گرفته شده و تقريباً همه مولفين انواعي از توتيا را به رنگ هاي سفيد ، زرد، سبز، سرخ، قهوه اي ، ... نام برده اند در حالي که از فاکتورهاي وزن و لمس، که به عنوان يک مشخصه فيزيکي نسبت به رنگ کمي پيچيده تر بوده و نياز به دقت بيشتري دارند کمتر استفاده شده است. بيروني در توضيح انواع توتيا به نوع مرازي اشاره کرده و مي نويسد:«... ماده شبيه پوست تخم مرغ است و به وزن سبک ...»

3- محل جغرافيايي

در واقع از اين لحاظ به انواع توتيا با توجه به محل پيدايش (انواع معدني) و يا محل تهيه ( انواع صناعي) آن اشاره کرده و از انواع کرماني، هندي، طبسي، خوزستاني و فيدي نام برده اند.

با توجه به نکات ذکر شده و بررسي انواع مختلفي از توتيا که مولفين از آنها نام برده اند مي توان چنين نتيجه گيري کردکه:

اولاً: گونه هاي توتيا متنوع بوده است. به طوري که رازي از شش نوع، بيروني از هفت نوع و خواجه نصيرالدين طوسي از شش نوع آن نام برده اند که در بين انواعي هم که هر يک از آنها ذکر کرده اختلافاتي مشاهده مي شود.

ثانياً:در واقع تمام مواردي که مولفين از آنها به اسم «توتيا» نام برده اند، اکسيد روي نيستند و گاهي ترکيبات ديگري نيز در بين آنها ديده مي شود. بيروني مي نويسد:«يک نوع از آن سبز باشد به لون گردن طاووس که به فارسي سنگ مس  و به روم آن را دهنج گويند».

در حالي که اين توضيح مربوط به يک کاني کربناته مس به نام مالاکيت مي باشد و يا خواجه نصيرالدين طوسي از نوعي به نام فيدي نام برده و در توضيح آن مي گويد «لون او سبز باشد و شفاف بوده مشابهتي دارد به صابوني ...» که احتمالاً توصيف يک کاني ديگر به نام تالک است .

ثالثاً: توتيا را به طور خالص بايد اکسيدزنگ دانست و انواع مختلفي که از آن توضيح داده شده است . احتمالاً به علت ناخالصي هايي است که همراه آن بوده است. رنگ زرد ممکن است به وسيله املاح کرم، رنگ سرخ به وسيله اکسيدآهن، رنگ سبز به وسيله سولفات آهن و سولفات مس درست شده باشد و در جايي که صحبت از رنگ سفيد است مي توان گفت که اکسيد يا کربنات روي بوده است.

 

ترکيب توتيا

در مورد ترکيب اين ماده بين نويسندگان مختلف اتفاق نظر وجود ندارد .درکتب جواهر ماده اوليه توتيا را سنگ توتيا نوشته اند که احتمالاً به کاني هاي اکسيد روي از قبيل «کالامين» و «اسميتسونيت» نظر داشته اند در حالي که در کتب ادويه توتياي صناعي را حاصل از بخار مس و سرب دانسته اند . زکرياي رازي از ترکيب توتيا نامي نبرده و تنها در تقسيم بندي مواد آن را جزو سنگ ها از مواد خاکي دانسته است. ابن بيطار مي گويد که توتياي صناعي از ذوب سنگ هاي مس و اقليميا به دست مي آيد.

به نظر مي رسد که اين آشفتگي و عدم اتفاق نظرناشي از دو نکته باشد:

1- ناشناخته بودن فلز «روي» در آن زمان، چراکه اين عنصر بعدها يعني در قرن هفدهم ميلادي توسط پاراسلسوس کشف شده است.

2- چون کاني هاي روي اغلب با مس و سرب همراه است و از اين کاني ها براي تهيه توتياي صناعي استفاده مي کرده اند تصور مي شده است که توتيا از مس و سرب ساخته شده است.

 

کاربردهاي طبي:

اين ماده در گذشته دو نوع کاربرد داشته است.

1. کاربرد طبي

اين جنبه از کاربرد توتيا مهمتر بوده است و تقريباً همه مولفين به آن اشاره کرده اند و خواص طبي زيادي چون درمان درد چشم ، درمان زخم ها و سرطان ها، تحليل رطوبت منفذ چشم ، جلوگيري از عرق بدن و ... را به آن نسبت داده اند

2.کاربرد صنعتي

يکي ديگراز کاربردهاي توتيا استفاده از آن در تهيه آلياژ برنج (هم بسته اي از روي و مس) مي باشد. ذکرياي رازي در کتاب «الاثبات» نحوه تهيه برنج را از مس و توتيا توضيح مي دهد و خواجه نصيرالدين طوسي در اين باره مي نويسد: اگر توتيا را بکوبند و به آتش نرم بريان کنند چنان که نسوزد پس بر مس گداخته اندازند و سربوته را بپوشانند مس رنگ بگرداند و رنگ زر گيرد».

محل هاي تهيه توتياي صناعي

همانطور که قبلاً ذکر شد همه مولفين کتب ادويه وجواهر توتياي صناعي را به کرمان نسبت داده اند. گذشته از آثار اين نويسندگان در نوشته هاي جغرافي دانان و جهانگرداني هم که از منطقه کرمان و کوهبنان عبور کرده و يا درباره آن مطلب نوشته اند به توتيا به عنوان يکي از محصولات اين منطقه اشاره شده است.

حمدالله مستوفي مي نويسد: «توتيا را در کرمان در ديه توتياگران مي سازند» و ياقوت حمومي در توضيح کوبيان ] کوهبنان [ چنين مي نگارد:«در کوهبنان و بهاباد توتيا تهيه مي شود و از آنجا به اقصي نقاط جهان صادر مي گردد»

مارکوپولو نيز در سفرنامه خود هنگام عبور از کوهبنان چنين مي نويسد:«دراين نواحي توتيا تهيه مي شود که از صادرات مهم کوهبنان است.»

مناطقي که امروزه در آنها آثار وجود کوره هاي تهيه توتياي صناعي به چشم مي خورد همگي در نواحي مرکزي ايران و درنزديکي معادن سرب ورويي قرار دارند که بعضي از آن معادن امروزه نيز فعال مي باشند اين محلها عبارتند از:

1- درفاصله 15کيلومتري بخش شمالي کوهبنان واقع در دره تيتوئيه به طرف جنوب شرق تعداد زيادي از کوره ها مشاهده مي شود که در مسير معادن کاروانگاه تا گوجهر قرار دارند.

2- در فاصله 30 کيلومتري غرب کوهبنان درنزديکي معدن تاشکو

3- درفاصله 40 کيلومتري شمال غرب کوهبنان در نزديکي بهاباد

4- «در منطقه طبس در شمال ازبک کوه و شمال شرق بشرويه در محلي به نام قلعه عليمراد نيز اين کوره ها مشاهده شده است.»

 

نحوه فراوري توتيا

فلز روي در قرن هفدهم ميلادي توسط پاراسلسوس کشف شده است در حالي که براساس تحقيقات «لوفر» توتيا از صادرات ايران در زمان ساسانيان «يعني حداقل هزار سال قبل از کشف عنصر روي» بوده است . علت عدم امکان تهيه عنصر روي به طور خالص از سنگ معدن اين بوده است که براي فراوري اين فلز بايد اکسيد روي را در حرارت 1200 تا 1400 درجه سانتي گراد در مجاورت زغال و در ظروف سربسته احيا نمود ولي فلز روي در 906 درجه بخار مي شود و از اين درجه حرارت به بعد به صورت بخار موجود است که بايد بدون مجاور شدن با هوا، سرد شود اما درگذشته به علت اين که تمام کارها در مجاورت هوا صورت مي گرفته محصول نهايي، «اکسيد روي» بوده است.

کوره هاي باستاني تهيه توتيا که هنوز آثارشان باقي است، عموماً در دره ها و در نزديکي آب قرار گرفته و به علت گذشت زمان و تاثير عوامل فرسايشي به شدت تخريب شده اند. در مورد نحوه استحصال توتيا از سنگ معدن مولفين توضيحات مختلفي داده اند که جامع ترين و دقيق ترين آن ها متعلق به عقيلي خراساني مي باشد. وي در توضيح خود به دو نوع کوره دو طبقه اشاره مي کند که براي تهيه توتيا ساخته مي شده است.

1- نوع بلند

2- نوع کوتاه و سرتنگ

و در زيرهر دو آنها جايي براي آتش کردن که مانند اجاق بوده است، مي گذاشته اند. و در کوهبنان نوع کوتاه آن ديده مي شود.

عقيلي خراساني در مورد نحوه استحصال توتيا مي نويسد: «از خاک چسبنده که درعراق آن را خاک رست مي نامند قلم ها و شمش هاي بلند به طوري که دوسر آن اندک باريک باشد مي سازند و خشک نموده و به آن نمک غوطه مي دهند و باز خشک نموده و در طبقات کوره ، چپ و راست و چليپا خوابانده مي چينند تا اين که در حين گداز سرب دود بر آنها بپيچد  و منعقد گردد و دود ضايع نگردد و چون زماني ممتد گذشت و يافتند که دود بسياري در آنها پيچيده و منعقد شده است آنها را برمي آورند و مي شکنند و دودهاي منعقد را از آنها جدا مي نمايند.»

قلم هايي را که عقيلي خراساني توضيح داده است مي توان به فراواني در اطراف کوره هاي تهيه توتيا مشاهده کرد. اين قلمها به اندازه هاي مختلفي ساخته مي شده است و داراي طولهايي بين 10 تا 30 سانتي متر و قطرهايي بين 2 تا 5/3 سانتي متر مي باشند و به نظر مي رسد که اندازه طولي و قطري آنها تاثيري در کاربردشان نداشته است. البته حمدالله مستوفي در مورد طول اين ميله ها مي نويسد: «... به شکل ميل به طول يک گز ساخته ....» ولي ميخ هايي با اين طول مشاهده نشد.

از اين نمونه ها مقطع نازک تهيه و کاني هاي زير در آنها مشاهده شده است:

کاني هاي رسي

-  کالسدوئن

-  کاني هاي اوپک اکثراً از جنس هماتيت

«همايند کاني شناسي» فوق نشان دهنده يک خاک رس پخته شده و تاييد کننده گفته عقيلي خراساني مي باشد.

چون براي جدا کردن توتيا ميخها را از وسط دونيم مي کرده اند همه ميخها شکسته هستند و در بين آنها هيچ نمونه سالمي ديده نمي شود. شکل کوره ها با توجه به آن چه که از حفاري آنها به دست آمد پهن و دو طبقه بوده که در زيرطبقه پاييني آن به صورت طاق مانند پوشيده شده و محل توليد حرارت لازم براي تهيه توتيا بوده است. سوخت کوره احتمالاً مانند ساير کوره هاي ذوب فلزات کرمان از درختان بنه و گياه قيچ تهيه مي شده است. به نظر مي رسد که اين کوره ها براي رسيدن به درجه حرارت مناسب چند روزي روشن نگاه داشته مي شده اند. سپس هنگامي که کوره به حرارت مناسب (960 درجه سانتي گراد) مي رسيده است توتيا به صورت بخار از سنگ معدن جدا شده و از طريق سوراخ هاي بين دو طبقه کوره به قسمت بالايي که در کف آن ميخه اي سفالين را چيده بوده اند منتقل مي گرديده است. چون درجه حرارت در بخش بالايي از نقطه تبخير «روي» کمتر بوده درنتيجه اين بخار تصعيد شده و به صورت جامد بر روي ميخ ها مي نشسته است. سپس کوره را خاموش کرده ، ميخ ها را از کوره بيرون مي آوردند و توتيا را از آن جدا مي کرده اند. ابوالقاسم عبدالله کاشاني در مورد نحوه جدا کردن توتيا مي نويسد:«چون آتش بازگيرند و سرد شود توتياي مصعد از آن ميخ ها جدا کنند هرچه بر سر ميخ بود سبکتر و نيکوتر بود و وسط ميخ جدا کنند و شيب ميخ جدا بگيرند.»

توتيايي که به اين طريق به دست مي آمده است احتمالاً شکل استوانه اي خود را حفظ مي کرده است چرا که به اين توتيا اسامي چون نايژه، قلم و ناوداني داده اند. حمدالله مستوفي نيز در اين مورد مي نويسد: «توتيا را از او ] ميخ هاي سفالين [ به شکل غلامي بيرون مي آورند.»ابن سينا در قانون نوشته است :«آن چه مي ماند اقليميا و آن چه تصعيد مي شود توتياي خالص است، اين اقليميا اسمش سودقرديون است.» از آن به عنوان سرقوديون نام مي برد مي توان دربخش پاييني کوره ها مشاهده کرد که درواقع جسم سنگين وزني است و علت سنگيني آن هم اين است که سنگ معدني اوليه سنگ هاي سرب و روي بوده است که با جدا شدن روي به شکل توتيا سرب به تنهايي در کوره باقي مانده است.

حمدالله مستوفي در«نزهة القلوب» مي نويسد: «توتيا را در کرمان ... مي سازند» و ياقوت حموي مي گويد:«در کوهبنان و بهاباد تهيه وبه اقصي نقاط جهان صادرمي گردد»

مارکوپولو در سفرنامه خود هنگام عبور از کوهبنان مي نويسد: «در اين نواحي توتيا تهيه مي شود که از صادرات مهم کوهبنان است.»

مولفين کتب قديمي خواص طبي زيادي براي توتيا قائل شده اند، مانند درمان درد چشم، درمان زخمها، تحليل رطوبت منفذ چشم و جلوگيري از عرق بدن

 

دانستني هايي در مورد خاصيت توتيا

«عرق را خشک کند، و اگر توتياي آب سايي طلا کنند نافع باشد. و فربهان را زير بغل و زير پستان و پيخوله ران سمين از عرق کردن در تابستان توتياي سوده پراکندن نافع باشد.

و اگر توتياي نيم کوفته را با مويز بي دانه بر هم کوبند تا نرم شود و به آتشي نرم بريان کنند چنانچه نسوزد و مس را بگدازد و قدري از آن توتياي مدبر بروي افکنند و لحظه اي سر بوته را بپوشند تا توتيا اثر فعل خويش بکند و سرد شود، مس رنگ زر سرخ گرفته باشد و جوهر برنج شاهي بدين طريق سازند و در صناعت اکسير به کار دارند.»2

در ذکر حجر اثعد و خواص آن

اثعد سنگ سرمه باشد مشهور معروف، و آن سنگي سياه براق است غيرشفاف ثقيل و معدن او در اکثر مواضع باشد، و نوع بهترين آن اصفهاني باشد توتوي ، و سنگي سفيد غريب با وي آميخته بود. و از کرمان هم خيزد، و آن نوع بسيار است و کم بها و بي عزت.

 

خاصيت اثعد

«چشم را به غايت نافع بود. تقويت اعصاب نمايد و نور بصر جمع کند3 و آفتهاي را دفع کند و چشم پيران را به سبب کبر سن ضعف پذيرفته باشد وکسالتي بدان راه يافته کحل اثعد به غايت نافع بود با قدري مشک آميخته و اگر به وقتي که نقره را گداخته باشند  قدري اثعد بر وي افکنند نقره را شکل دار کند و خاميسك قبول نکند تا آنگاه که درکاه بفهمند، و آن به سبب امتزاج سرب باشد يا جوهر نقره، و اگر اثعد مسول کرده در شراب به کسي دهند زود مست گردد. درو سميّتي هست به واسطه اسرب و طبيعت او گرم و خشک است و درد قبضي است و مجفّف است.

خون باز دارد و ريش ها را نافع بود و اگر اثمد سوده را با پيه پاره اي بکوبند و به سوختگيها نهند نگذارد که ريش شود. و اگر ريش شده باشد با صمغ سفيد آميخته طلا کنند نافع باشد.»4  



1. آل طه- بابک- عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي زرند

2. عرايس الجواهر و نفايس الاطايب  نويسنده : ابوالقاسم عبدالله کاشاني ص 189

3. همان منبع ص 190

4. همان منبع ص 190

جستجو

جستجوی پیشرفته
جستجو در وب
ورود به سایت
نام کاربری:
رمز ورود:
» عضویت «
نظرسنجی
کدام یک را اولویت کوهبنان می دانید؟

ساخت تله کابین
احداث پارک بانوان
صنعت و کارخانه
حفظ تمامیت ارضی

آمار بازدیدکنندگان
بازدیدکنندگان این صفحه: 6811
بازدید کنندگان امروز: 994
کل بازدیدکنندگان: 4989663
بازدیدکنندگان آنلاین: 11
زمان بارگزاری صفحه: 0/1563 ثانیه
استفاده از تصاویر و مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.